روزهای پر حادثه و خطرناکی را پشت سر میگذاریم.
----
مهسا امینی مانند خیلی جوانان دیگر مدت زمان کوتاهی بود که سر کار رفته بود و به زندگی اش فکر میکرد. پس آدم بی عاری نبود و خیلی برچسب ها به او نمیچسبید. شاهد بودم که نماینده مجلسی که تخصص پزشکی داشت فرض اینکه مرگی اینچنینی به صورت تصادفی رخ داده باشد کاملا مردود میدانست.
----
خیلی ها تازه دوباره به فکر افتادند که همه چیز خراب است و باید چیزها را درست کرد. قبلا دوباره به فکر چیزهای دیگر افتاده بودند. قبل ترش باز داشتند چیزها را درست میکردند. قبلش باز به فکر چیزهای دیگر بودند....
----
شجاعت واقعی در پیگیری آگاهانه نیازها و خواسته های زندگی و مواجهه با ترس هایی است که ما را از ایستادن در برابر زشتی باز میدارد. شجاعت واقعی در به خطر انداختن زندگی خود و دیگران نیست.
----
وزیر امور خارجه برخی فیلمها را ساختگی عنوان کرد. از ایشان درخواست دارم حداقل عنوان کنند با چه نرم افزار یا روشهایی میتوان چنین فیلمهایی تولید کرد؟
----
شخصیت های بسیاری در اعتراضات مردمی در کنار مردم ایستادند. به نظرم یک راه درست اعلام اعتراض همین است.
----
حکومت بدون رودروایستی از نظر من به بن بست رسیده است. ضد و نقیض در گفتار مسوولین زیاد است. برخی اظهار نظر های مسوولین واقعا به طرز مسخره ای شرم آور است. آیا حداقل نوبت یک استیضاح نرسیده است؟ آیا هیچ حقی در حرف مردم وجود ندارد؟ اگر نمیتوانیم نیازهای جمعیت هشتاد میلیونی را برطرف کنیم چرا در برخی اظهارات خود از افزایش جمعیت تا صد میلیون صحبت میکنیم؟ آیا انتخابات گذشته واقعا عادلانه بوده است؟ آیا دستگیری های چند ماه گذشته مانند تاجزاده واقعا صحیح بوده است؟ وقتی از حق و حقیقت صحبت میکنیم آیا واقعا میدانیم باید از چه ظرفی برای صحبت خود استفاده کنیم؟ آیا سیاست داخلی باید اینهمه به تحریم مرتبط باشد؟ آیا وزارت خارجه نداریم؟ آیا گوجه فرنگی به حد کافی در مملکت موجود نیست؟ آیا نارضایتی اینهمه ورزشکار و هنرمند و نویسنده و اشخاص اینچنینی و معدودی استاد دانشگاه تصادفی است؟ جنبش سبز چه شد؟ آیا جنبش سبز واقعا در سطح رهبری آنچنان که باید مردمی بود؟ در نهایت مردم کیستند؟ عده ای استاد دانشگاه که بیانیه ای را امضا کرده بودند؟ این عده استاد اکنون کجا هستند و چرا در این اعتراضات جدید در کنار مردم نیستند؟ حداقل میتوانستند موضع خود را مشخص کنند.
----
فعلا!