تو مپندار که خاموشی من
هست برهان فراموشی من
من اگر برخیزم تو اگر برخیزی
همه برمیخیزند
من اگر بنشینم
تو اگر بنشینی
چه کسی برخیزد؟
تازه نبود حرفهای چراغهای شهر
خودشان تازه بودند
شاید شعرهایشان
همان چندتایی که باید
همراه خود برداشت
تا به آرامگاه ابدی رسید
اگر کاش جای آرامی باشد
به من نگو این چراغها را تازه دیده ام
و به من نگو چیز تازه ای ندیده ام
شاید برای بار اول
با من حرف نزن
حالم خوب نیست
از آن بدحالی هایی که
آدم دلش نخواست حرف بزند
حتی با چراغهای شهر که آمده بودند
تا من را تشویق کنند
سوال پیش آمده اگر بنده از برخی ججیج ها فاصله گرفته باشم پس اون کدام ججیج ها هست که بنده مطابق با اونها مشغول هستم؟ همینطور سربسته بگم که این ججیج ها عبارتند از: ججیج مواج، ججیج مشوش و ججیج ممجوج یا همون ججیج بین الممل. برای اطلاعات بیشتر با آدرس دبلیو دبلیو دبلیو تماس بگیرید. روابط عمومی نشتیات، ذت زیاد.
ببینید ججیج مجمل مربوط به اون دوران اول ریاست جمهوری حسن روحانی بود، بعد شد ججیج مجوج، و الان ججیج معجوج. بنده البته بالاجبار خودم ججیج مجمل و مجوج رو بودم اما مفتخرم عرض کنم که ججیج معجوج دیگه بنده نیست!
اگر قراره چیزی عوض شه باید عوض شه باید عوض شه وگرنه اگه همه چی مثل قبل بمونه چیزی عوض نمیشه، نمیدونم چرا اکثر آدمها بخصوص ایرانیا این اخلاق بد رو دارن که اونا درست میفهمن و همه ایرادات تقصیر بقیه هست بخصوص سیاسیون حکومتی،،،،
کلی گویی آفت شعر نیست
حرف مفت آفت ذهن نیست
ذهن الکن ستاره نشمارد
ذهن یاغی ستاره نمی چیند
فاق کوتاه آفت لگن نیست
آفت جنگ نو گلنگدن نیست
آفت مزرعه سه تن ملخ نیست
آفت عشق وصل یا بوسه نیست
لهجهٔ زشت آفت گویش نیست
سنگ و سیمان هم آفت رویش نیست
مرده ی یک شبه چو نمره ی شونزده
ثلث اول که هیچش ارزش است
مرده ی قرن را چنین ننگر
همچو قبولی ناب شهریور
خنده سر نداده رند و بازیگوش
نگذار این رفوزگی هم روش
ذهن شاگرد خنگ فاجعه نیست
خنگ شاگرد در مراجعه نیست
عشق همیشه در مراجعه نیست
نااااااااه ه ه
عشق همیشه در مراجعه نیست
بعد صد ها هزار سال از خاک
چه مهم است پاک یا ناپاک
چه مهم است سبک اسپیس راک
چه مهم است پول یا بی پول
چه مهم است ماله یا شاغول
آفت ذهن همنشین بد است
خواه بنشسته روی مبل سیاه
خواه در قاب تلویزیون پیدا
خواه استاده به آسمان چون ماه
حرف صد تا یه غاز تا ابد است
عشق اول فقط یه خاطره است
عشق بعدی هماره فاجعه است
عشق همیشه در مراجعه است
آاااااههههی
عشق همیشه در مراجعه است
آفت حافظه باکتری دقیق
مثل آب دهان مرده رقیق
خاطره خود کلانتر جان است
بر سرت بشکند هوار شود
مثل زندان ژان والژان است
حافظه نفس را بدراند
صد گیگا بایت را بپراند
نان روز از برای سکس شب است
نان شب هم برای عاشق مست
عشق همیشه در مراجعه است
آاااههه ی
عشق همیشه در مراجعه است
پس از این صد کتاب شعر هم روش
حرف اسکندر و تزار هم توش
همه آیند و باز باز روند
زنده بودن که خود منازعه است
عشق همیشه در مراجعه است
آاااههه ی
عشق همیشه در مراجعه است
چه اهمیت دارد
بگذار من تنها خواننده کتابی باشم
بگذار من تنها نویسنده کتابی باشم
که کسی نمیتواند بخواند
کسی نمیتواند بخواند
چه فایده یا اهمیت دارد؟
تو بدان خوان مرا که تو میدانی،
چون تو نتوانی مرا جور دیگر خواستن،
و من خواهم دانست،
و چون نخواسته باشم،
تو خواهی رنجید چون تو مرا خوانده ای!
و چون خواسته باشم،
به هر حال،
من تو نیستم،
تو فقط مرا خوانده ای!
اینکه پرگار دراز است مرا شاسی نیست
شاس بی دردسر از هر دو جهانش راضیست
...
از شاس نگشتند غمین چون دیگر
این فاز حرامش ز طریق دگری نیست
...
ای بی سر و پا فرصت بی شاس گران است
با شاس سراپای جهان دگری نیست
...
بی معجزه اینجا نتوان محکمه بر حکم نشاندن
لیک از پس این کار همه عجز عیان نیست
...
دنیای خیالی به از این چیز که ماییم
حرفی که دگر در دهن خلق خدا نیست
...
رفته است به سوی دگری تا به جهان دگری باز
این خرخره شاعر معذور خدا نیست!
روزی دیگر از راه میرسد
با همان کاهای همیشگی
لازم نیست کاری نکنی
یا اعتقادی نداشته باشی
میتوانی خیال کنی
و به دلخواهت دیوانه باشی
فرقی نمیکند ما برنده شویم یا آنها
ما همیشه پایمان گیر است!
لکن ایشان مورد تایید ماست، لکن ما به وی احترام میگذاریم ر
میخوام انقده بد بشم که شعرام بمیرن
انقده نخونم که صدام بگیره
میخوام بزنم تو خاکی یه بار دیگم....
همچنان دارم این خورشید همچنان میدمد رو از ارنست همینگوی میخونم... خب چیکار میشه کرد تنبلیه دیگه... دیگه تقریبا به وسطهاش رسیدم... به نظرم این جناب ارنست همینگوی هم کم بدش نمیومد بگه: پری گل به جمالت،،،، پری شکر کلامت،،،، پری چقده تو ماهی،،،، پری نمیری الهییییییی،،،،
نمیدونم حالا باید دید چطور میشه، من که نصف دیگه کتابو هنوز نخوندم شاید هم من پیشداوری کرده باشم.... چون ارنست همینگوی یه دفعه بعضا آخر کتاب یه طوری که توقعش میرفته به طرز نامتعارفی آدم رو شگفت زده میکنه.... چه میدونم... بخونم ببینم چی میگه!
If there is no room up on the hill
And if your head explodes
With dark foreboding too
I see you on the dark side of the moon,,,,
جووووون، صاحاب استودیویی که دوبلور نقش عمه هتی توش جای عمه هتی صحبت میکرد همیشه صف اول نماز جماعته، تو چرا غلط زیادی میکنی فکر میکنی سارا استنلی شدی؟ نکنه یادت رفته همه دوبلورا تو یه اتاق میشینن؟
اگه ناراحتی همه اینه که من چرا چیپیچ وجودمو کنار گذاشتم و یه آدم دیگه شدم، من حرفی ندارم، من چیپیچ وجود رو دیگه نمیتونم تحمل کنم، من از همه جا میرم،،،،
آقا ما دیروز لنگیا داشتن درد دل میکردن اتفاقی شنیدیم، نه اینکه فضول لنگیا باشیم یا فالگوش وایساده باشیم، نه آقا! من اصا اگه دنبال میکردم جریان این داستانهای نقل و انتقالات رو خب قبلا در این مورد زودتر شنیده بودم. البته نه اینکه علاقه ام به اس اس کبیر از میان رفته باشه، کلا اخیرا بعد از ناکامی در قهرمانی انگیزه نداشتم دنبال کنم مسائل رو مثل گذشته. خلاصه ما شنیدیم بیرانوند قراره بیاد استقلال و صدا و سیما داره خودشو جر میده که اینطوری نشه،،،، خب ببخشید دیوثا، بیرانوند مگه از دسته اشیاء هست، یا به محیط زیست تعلق داره، یا تو حساب ذخیره ارزی هست که شما دارید اینطوری در موردش صحبت میکنید؟ بیرانوند آدم هست و بدترین اتفاقی که قراره به علت چنین نقل و انتقالی رخ بده این هست که دروازه بانی رو به این علت فراموش کنه و تیم ملی ضرر کنه، خب دیوثا شما که اینهمه به فکر تیم ملی هستید چرا چارتا بازی دوستانه درست تدارک نمیبینید؟ تو خود ججیج مجمل بخوان از این مجمل، تو خود ججوج مجوج بخوان از این معجوج، زیاده عرضی نیست، ذت زیاد!
ای پیک راستان خبر سرو ما بگو
احوال گل به بلبل دستان سرا بگو
...
بر این فقیر نامه آن محتشم بخوان
با این گدا حکایت آن پادشا بگو
...
ما محرمان خلوت انسیم غم مخور
با یار آشنا سخن آشنا بگو
...
دلها ز دام زلف چو بر خاک میفشاند
بر آن غریب ما چه گذشت؟ ای صبا بگو
...
هر کس که گفت خاک در دوست توتیاست
گو این سخن معاینه در چشم ما بگو
...
آن کس که منع ما ز خرابات می کند
گو در حضور پیر من این ماجرا بگو
...
گر دیگرت بر آن در دولت گذر بود
بعد از ادای خدمت و عرض دعا بگو
...
هرچند ما بدیم تو ما را بدان مگیر
شاهانه ماجرای گناه گدا بگو
...
جان پرور است قصه ارباب معرفت
رمزی برو بپرس حدیثی بیا بگو
...
حافظ گرت به مجلس او راه میدهند
می نوش و ترک زرق ز بهر خدا بگو
ایستگاه زنوب سرقی
پسرک فقط سانزده سال دارد
پسرک سه میتواند
سه میتواند
سه میتواند بکند؟
پسرک سه میتواند بکند
با سانزده سالس؟
نشتیات بدینوسیله انتخاب شایسته جناب آقای جواد نکونام، پیشکسوت ارزنده استقلال و تیم ملی، بعنوان سرمربی جدید باشگاه محبوب خود استقلال (اس. اس.) را تبریک عرض نموده و برای ایشان آرزوی موفقیت روز افزون دارد،،،،
گرچه فرصت در تمنای تو
بس کوتاه بود،
آنچه با من یار آمد،
با دلم همراه بود،
سالها دل کندم و پیر خراباتم کجا؟
من در این ویرانکده،
دل با تو آوردم بجا!