این وبلاگ صرفا در مورد چیزهایی است که از ذهن من نشت کرده است... در مورد کودکان، در مورد بزرگسالان، در مورد فامیل دور و در مورد چیزهای دیگری که عمدتا خنده دار هستند،،،
این وبلاگ صرفا در مورد چیزهایی است که از ذهن من نشت کرده است... در مورد کودکان، در مورد بزرگسالان، در مورد فامیل دور و در مورد چیزهای دیگری که عمدتا خنده دار هستند،،،
فکر میکنم برخی معضلات عمده ای که در کشور در سالیان گذشته بوجود آمده و حالا هم ادامه داره این هست که به علت برخی محدودیتها روابط ایران با سایر کشورها صرفا از طریق مجامع آکادمیک بوده است و همونطور که خیلی از ماها میدونیم خیلی اساتید دانشگاهی در ایران عادت دارند با خود بزرگبینی ماتحت خودشون رو خوب نمیشورن. و اینگونه...
حالا ببینید مثلا یکم در مورد سیاست میخوام افراد رو با هم مقایسه کنم،،،، بخصوص در مورد سلطان و موسوی و خاتمی،،، خب قبول دارم سلطان یکم اظهارات اخیرش تند بود، مثلا شنیدم گفته به کل ملت ایران باید بمب اتم زد که من موافق نیستم به کل ملت باید بمب اتم زد. افراد زحمت کش هم زیاد داریم در کشور. افراد فهیم هم بعضا داریم. حالا...
میگن یه ملخی رو میندازن تو یه شیشه، در شیشه رو میبندن... ملخه هرچی میاد بپره سرش میخوره به در بالای شیشه درد میگیره دیگه عادت میکنه همونقدری بپره که دیگه سرش به در شیشه نخوره. در شیشه رو برمیدارن، ملخه دوباره همونقدر میپره که انگار توی شیشه بوده یعنی از مخش بیرون کرده بوده که میشه بیشتر پرید. حالا این حکایت من نیست!...
آدمها دو حالت داره یا عقل دارن یا ندارن. مثال عرض میکنم مثلا طرف رد داده میتونه در عین رد دادن عقل هم داشته باشه بگه خب من دیگه از کسی توقع ندارم منو جدی بگیره چون من دیگه رد دادم! ولی اینایی رو نمیفهمم که رد میدن بعد به بقیه گیر میدن چرا مارو جدی نمیگیرین؟ یا مثلا طرف نمیخواد رد بده میاد به یه مشت آدم رد داده گیر...