رئیس قوه قضائیه ایران امروز سوم اردیبهشت (۲۳ آوریل) در جلسه مسئولان عالی قضایی گفته است "نباید اجازه داد که هرکسی در مقابل اقدامات قانونی نیروی انتظامی مقاومت کند یا مأموری را مورد اهانت قرار دهد. نیروی انتظامی به هیچ عنوان نباید یک قدم هم عقب نشینی کند. در هیچ کجای دنیا پذیرفته نیست که پلیس یک کشور هدف هجمه و توهین قرار گیرد"
جناب آقای آملی لاریجانی، همه حرفهای شما را متوجه شدم غیر از آنجایی که اقدامات پلیس ایران را با همه جای دنیا مقایسه کردید. کجای دنیا پذیرفته است که پلیس به خاطر پوشش به ملت گیر بدهد یا کتک بزند یا جمع کند ببرد؟ توجیهات و سفسطه های حوزوی جنابعالی این حقیقت را تغییر نخواهد داد که حجاب "اجباری" حتی در اسلام هم پذیرفته نیست!
توی مترو نشسته ام و موزیکم را توی گوشم گذاشته ام و دارم گوش میکنم. روبرویم آقایی مسن نشسته است و دارد تسبیح می اندازد و ذکر میگوید. پیش خودم فکر میکنم تا چه حد دو نفر آدم برای رسیدن به یک هدف واحد که رفع کسالت حاصل از نشستن در مترو است میتواند کارشان متفاوت باشد. البته شاید هدفش ثواب کردن باشد اما من که عادت دارم همه چیز را جور دیگری بفهمم ! همان اندازه که من به تسبیح او عجیب نگاه میکنم او هم به ام پی تری پلیر و هدفون من عجیب نگاه میکند. نمیدانم به چه فکر میکند اما شاید او هم دارد به همین فکر میکند. یا شاید دارد فکر میکند چقدر دوره و زمانه عوض شده است. شاید هم حق داشته باشد اگر اینطور فکر کند. در همین افکار هستم که آقایی توی مترو مابینمان می ایستد و دیگر آقای مسن تسبیح به دست را نمیبینم. از این فکر هم کم کم میایم بیرون. پیش خودم فکر میکنم چقدر ساده چیزها را فراموش میکنم و تصمیم میگیرم توی وبلاگم بنویسم که چقدر من به تسبیح او و او به ام پی تری پلیر و هدفون من عجیب نگاه میکنیم. پیش خودم حتما دارم فکر میکنم مگر با تسبیح هم میشود؟ پیش خودش حتما دارد فکر میکند مگر با موسیقی هم میشود؟ پیش خودم گاهی فراتر میروم و از خودم سوال میکنم چطور میتوانند اینها زندگیشان را تحمل کنند. پیش خودش حتما فراتر میرود و از خودش سوال میکند چطور با این روحیه زمین نمیخورم. شاید هم خواسته باشم به همه آنهایی که فکر میکنند چطور غیر مذهبی زمین نمیخورم بگویم که چرا زمین میخورم اما عادت کرده ام به زمین خوردن و بلند شدن. اخیرا کمتر زمین میخورم. اصلا من زمین خورده ام چون همه چیز را یکبار از اول شروع کرده ام. مگر فرقی هم میکند تا وقتی آدم بتواند خودش را با زندگی اش راضی نگه دارد؟
فرق اعتراضات در ارمنستان با اعتراضات در ایران میدونید چیه؟ اول اینکه معترضین رهبر داشتند و دوم اینکه نخست وزیر ارمنستان بجای دستگیر کردن رهبرشون درخواست مذاکره با معرضین رو داده. به کسی هم شلیک نشده فقط یه تعدادی دستگیر شدند. مجموعه این مسائل آدم رو به این فکر وادار میکنه که ارمنستان از نظر فرهنگ سیاسی در جایگاهی بالاتر از ایران قرار میگیره. حالا علتش چیه؟ علتش احتمالا فضای بازتر سیاسی این کشور هست. آیا این معنیش اینه که اونا آدمهای خوبین ما آدمهای بدی هستیم؟ نه این معنیش اون نیست! آیا میشه هر دو اینها رو یکجا قبول کرد؟ بله اگر با دیدگاه روشنفکرانه به مساله نگاه کنیم و خیر اگر با دیدگاه بسته رایج در حکومت خودمون و احتمالا حوزه علمیه به مسائل نگاه کنیم. پس امکانش هست که در فضای بازتر سیاسی از نظر همون معیارهایی که به علتشون باید کالای داخلی رو به کالای خارجی ترجیح بدیم به نتایج بهتری برسیم.
در اخبار آمده است که حتی ناتالی پورتمن هم به حوادث اخیر در اسراییل واکنش نشان داده و گفته که در مراسم اهدای جایزه یک میلیون دلاری به خودش شرکت نمیکنه و علتش رو هم حوادث اخیر در مرز بین اسراییل و نوار غزه عنوان کرده. شایان ذکر است که ناتالی پورتمن خودش اسراییلی هستش! یعنی به نظر شما هم اسراییل دیگه اینقدر گندشو در آورده که حتی ناتالی پورتمن به کشور خودش اعتراض کرده؟ به نظر من که این رو باید حداقل به فال نیک گرفت. اسراییلی هایی که به کشور خودشون اعتراض میکنند. و یا در نقطه مقابل حتی فلسطینی هایی که به گروههای در قدرت خودشون اعتراض میکنند. میدونید چرا؟ چون به نظر من هم رفتار اسراییلی ها و هم رفتار فلسطینی ها احساساتی و بدور از عقلانیت هست.
اخیرا دوباره گویا خون برخی افراد به جوش آمده که اگر حجاب درست رعایت نشه انقلابی عمل میکنیم. واقعا مفهوم انقلابی عمل کردن رو هم همه دارن میفهن که به کتک زدن افراد به علت رعایت نکردن درست حجاب ختم شده در چندین مورد. من از این عزیزان یه سوالی دارم که چرا در قبال فساد افراد و دستگاههای حکومتی و بر سر کار بودن افراد نالایق و ناکارآمد انقلابی عمل نمیکنند؟ مگر نه این است که چنان مواردی در دین چنان بدند و بدیشان از حد رد است که حتی قابل قیاس با حجاب نیستند؟ حالا معیار قدرت و کنترل شما در جامعه شده بالا و پایین رفتن روسری؟ اینقدر بدبختید؟ واقعا؟
در اخبار آمده است که کشیش ها از سراسر جهان برای آموزش جن گیری به واتیکان رفته اند. حالا حتی اگر جن هم وجود داشته باشه و حتی اگر جن گیری هم حقیقت داشته باشه یک نکته عجیبه و این که این مراسم رو اعلام عمومی هم میکنند! مثکه فقط احمدی نژاد نیست که حالش بده!
پرزیدنت ترامپ عنوان کرده است که عملیات حمله به تاسیسات تسلیحات شیمیایی دولت سوریه با موفقیت به پایان رسیده است! این چند سوال رو برای آدم بجا میگذاره. مهمترین سوالی که به ذهن من میرسه اینه که آیا دولت سوریه واقعا تاسیسات تسلیحات شمیایی داشته؟ اگه نداشته پس ترامپ کجا رو هدف قرار داده؟ اگه داشته ترامپ از کجا میدونسته جاشون کجاس؟
میدونید وقتی به کشاورز بگید فتنه گر بعدش اگر به آمریکا و فرانسه و بریتانیا بگید جنایتکار افراد بسیار زیادی به حرف شما توجه نمیکنن؟ میدونید یا نمیدونید؟
آمریکا، فرانسه و بریتانیا به رژیم اسد حمله کردند. روسیه در مورد عواقب این حمله ها هشدار داد. جمهوری اسلامی به شدت محکوم کرد. فعلا که اتفاقات همونطوری که پیشبینی میشد رخ داده. مهمترین مسئله در حال حاضر به نظر من نحوه واکنش روسیه به این حمله ها هست. در ادامه با ما باشید با گزارش این قضیه!
من خودم شاهد بودم که اینبار پستان حیوان رو دیگه تلویزیون تمام و کمال نشون داد! یعنی آقایون فقط دلشون میخواست یکمی مسخره شون کنن! خب این که کاری نداره! اگه با مسخره کردن شما مشکل حله من خودم از این به بعد از همه بیشتر مسخره میکنم.
گویا امام جمعه اصفهان (ع) در اظهار نظری کشاورزان معترض را فتنه گر نامیده اند. قضاوت رو به همه بیخردان واگذار میکنیم که خودشون با عقل مورچه ای خودشون بشینن و فکر کنن و ببینن که آیا کشاورز که سر و کارش با زمین و آب و دانه هست و مستقیما ظاهرا با همون خدایی معامله میکنه که همه بی خداها فقط بهش اعتقاد دارن آیا میتونه فتنه گر باشه یا نه؟ نههههههههههه! جناب امام جمعه من با عقل ناقص خودم میگم نههههههههه! به زحمت کشان این مملکت احترام بگذار! این چه سنت نامبارکیه که راه انداختید به هرکی اعتراض میکنه میگید فتنه گر؟
بالاخره دامنه اعتراضات به کشاورزان هم رسید و کشاورزان معترض به علت نداشتن آب برای زراعت خودشون دست به اعتراض زدند. اعتراضاتی که بهشون درست و حسابی رسیدگی نمیشه. یکی نیست بگه توی این مملکت به چی درست و حسابی رسیدگی میشه؟
سوال بی جواب: کی داره تو سوریه سلاح شیمیایی استفاده میکنه؟
اسباب بازی: سلاح شیمیایی
دنیا: هردمبیل، جای بد، بد، بد، بد، بد، بد ....
خدا: خوابه!
قیمت دلار داره عجیب و غریب میره بالا. این یعنی دسیسه های دشمنان خیلی اثرگذار بوده. پس تکلیف اینکه خدا باید حال دشمنان رو میگرفت چی میشه؟ نکنه دشمنان درست میگن ما داریم اشتباه میکنیم؟
پس از سانسور شدن "پستان حیوان" در آرم باشگاه رم توسط صدا و سیما از جنابعالی که معلوم نیست کی هستی که این تصمیمات رو واسه مملکت میگیری خواهش میکنم اولا بری همه گاوهایی که دارن تو شمال با پستانهای کاملا مشخص میچرند رو هم سانسور کنی. ضمنا بنده رو هم سانسور کنی که خیلی بیشرمانه از کلمه پستان استفاده میکنم. اصلا اصولا همه پستاندارها رو باید سانسور کرد. خدا رو هم باید سانسور کرد که به همه پستان داده. فقط میمونن خزندگان و آبزیان و حشرات و موجوداتی از این قبیل که پستان ندارد. پس فقط پستان نداران رو باید از این به بعد نشون بدن پستانداران رو دیگه نمیشه نشون داد چون من خودم دیدم حتی از زیر چادر هم پستان یکمی مشخصه!
در اخبار آمده است که یک دختر ایرانی که یوتیوب ویدئو هاش رو پاک کرده بوده به یوتیوب حمله مسلحانه کرده و چند نفر رو زخمی کرده و بعد هم خودشو کشته. ایشون شهروند ایرانی آمریکایی بوده! یعنی ببینید چه بلاهای روحی روانی سر ملت میاد که به قدری به ویدئو هاشون دلبستگی دارن که وقتی ویدئوهاشون رو پاک میکنن اینطوری عکس العمل نشون میدن و چه مملکت هردمبیلی هست آمریکا که دست یه همچین آدمی اسلحه میدن! ایشون در مورد فوائد گیاهخواری و حمایت از حیوانات ویدئو میساخته بعدش حمله مسلحانه کرده به یک سری آدم. یعنی تعصب در هر زمینه ای بد هست. حتی در زمینه گیاهخواری و حمایت از حیوانات!
نمیدونم واللا همین چند وقت پیش نبود که ترکیه هواپیمای روس رو زد انداخت زمین سرش با هم کلی کل کل داشتند و شرایط بحرانی شده بود و فلان و بیسار؟ حالا ترکیه و روسیه شدن دوست جون جونی و روسیه داره توی ترکیه نیروگاه هسته ای هم میسازه!!! البته هنوز عجایب این قضیه تموم نشده و ترکیه در حال حمایت از مخالفین اسد هست و روسیه به شدت در حال حمایت از اسد و در عین حال این دوتا با هم رفیق شدن. من که فکر میکنم در این مورد بیش از این که تنه اردوغان به تنه پوتین خورده باشه تنه پوتین به تنه اردوغان خورده. آخه میدونید چیه؟ به نظرم اردوغان از زمانی که اخوان المسلمین در مصر سقوط کرد یه تصمیم مهم گرفت. چه تصمیمی؟ تصمیم بر مواضع ضد و نقیض. خیلی هم جدی داره به تصمیم خودش ادامه میده. یه بار با اسراییل مشکلشو حل میکنه. بعد دوباره فلسطینی میشه. روابطش با آمریکا به حد تعطیلی میرسه بعد دوباره ییهویی درست میشه. با روسیه دعوا اساسی میکنه بعد ییهویی درست میشه. به نظرم این اردوغان رو یا باید ببرن پیش روانپزشک بگن هایپر اکتیوه یا ببرن حوزه یه درس درست و حسابی بهش بدن که عزیز من با این آش شوله قلمکاری که شما درست کردی آخوند جماعت اگه بود لااقل صد و پنجاه سال حکومت میکرد شما در عرض کمتر از چند سال اینهمه گرد و خاک کردی؟ آخه بیرادر من خوایر من!
اخیرا شنیده ام که ستارگان پاپ کره جنوبی رفته اند کره شمالی و برای کیم کنسرت برگزار کرده اند. نه خداوکیلی تابحال هیچ رهبر سیاسی رو دیده اید که اول کل دنیا رو بذاره سر کار با بمب اتم و همینطور هی پشت سر هم در پاسخ به هر قطعنامه سازمان ملل و ترامپ موشک هوا کنه آخر سر هم بگه من میخوام برم کنسرت؟ کیم واقعا نمونه اس!!!

من که به نظرم به نوعی این درگیریهای اخیر در غزه به یک نوع جنگ مذهبی بدل شده که در جای خود در عصر حاضر خیلی هم کار منطقی به حساب نمیاد. جنگ به هر حال باید به دلایل سیاسی باشه. در غیر اونصورت سیاستمون رو درست تعریف نکرده بودیم از اول. خب مثلا آغاز این مراسم با یک حرکتی هست که از همون اول معلومه به جایی نمیرسه و صرفا ممکنه باعث بشه خسارت زیادی بهمون وارد بشه. این که از مبنای اولیه حرکت که خیلی کاملا بیطرفانه میشه در موردش صحبت کرد. در اونطرف اسراییلی ها هم که ماشالله در این چند مدت اخیر باز دست به کشتنشون خوب شده و هر کشتنی رو هم به نحوی توجیه میکنند. خب اینارو به نظر من میشد با استفاده از تاکتیک های ضد شورش از حمله شون جلوگیری کرد. همون طور که سازمان ملل هم گفته تیر اندازی باید همیشه آخرین گزینه باشه و نه اولین گزینه. پس این هم میشه ایراد اسراییلی ها که یکمی دستشون زود میره روی ماشه. خلاصه من اینجا تمام تلاشم رو کردم که این مسئله رو به دور از مسائل مذهبی و احساسی همونطور که هست ببینم. البته بار احساسی جنگ خیلی بالاست اصولا. اما اگر جنگ جنگه باید به قوی ترین وضع ممکن جنگیده بشه و بار احساسی خیلی به قوی جنگیدن کمک نمیکنه!!!
اخیرا مسیح علینژاد به رسانه های بیگانه گفته که از سوی یکی از افراد شناخته شده در بسیج به سلاخی شدن تهدید شده!!! که خیلی تکان دهنده هست احتمالا اینها همه صحنه سازی ها و معاندات و دروغهای سازمانهی شده مسیح علینژاد با بیگانگان هست ولی خب در هر شرایط جا داره که بسیج در این زمینه موضع خودش رو اعلام کنه. چون چیزایی که ایشون گفته وقعا تکان دهنده هست. مثلا میگه گفتن زبونتو میبریم. یا مثلا میگه گفتن میشینیم رو سینه ات بهت خنجر میزنیم و امثالهم که خب این خیلی عجیب هست که اگر بسیج که از نهادهای شناخته شده مملکت هست بخواد یک همچین اراجیفی رو به کسی بگه. بعد هم خارجیا و ترامپ میان میگن جمهوری اسلامی تروریسته. خب به نظر من درست گفتن اگر اون نامه درست باشه!!!!
دلم گرفتهاست
دلم گرفتهاست
به ایوان میروم و انگشتانم را
بر پوست کشیدهی شب میکشم
چراغهای رابطه تاریکاند
چراغهای رابطه تاریکاند
کسی مرا به آفتاب
معرّفی نخواهد کرد
کسی مرا به میهمانیِ گنجشکها نخواهد برد
پرواز را بهخاطر بسپار
پرنده مُردنیست
پی نوشت: شاعر فروغ فرخزاد
وقتی من این آهنگ رو میشنوم به قدری قدرت توحید در من جاری میشه که احساس میکنم از همه دنیا آزاد شدم.
این قضیه درویش گنابادی که با اتوبوس سه تا پلیس رو زیر گرفته بود هم خیلی در جای خود تکان دهنده بود. ایشون گفته که عاشق اعدام هست و وجدانش راحته!
آنکس که به دست جام دارد
سلطانی جم مدام دارد
---
آبی که خضر حیات از او یافت
در میکده جو که جام دارد
===
سر رشته جان به جام بگذار
کین رشته از او نظام دارد
###
ما و می و زاهدان و تقوی
تا یار سر کدام دارد
$$$
بیرون ز لب تو ساقیا نیست
در دور کسی که کام دارد
^^^
نرگس همه شیوه های مستی
از چشم خوشت به وام دارد
&&&
ذکر رخ و زلف تو دلم را
وردیست که صبح و شام دارد
***
بر سینه ریش دردمندان
لعلت نمکی تمام دارد
---
در چاه ذقن چو حافظ ای جان
حسن تو دو صد غلام دارد
این آخر هفته با تعمق خاصی آهنگهای متال رو گوش میکردم و به نظرم میاد که بالاخص تاکید خاصی بر روی فردیت انسانها دارند. این شاید راه حل بسیاری از مشکلات روحی و مذهبی عصر ما هم باشه. شاید اصلا به همین خاطره که من با متال اینقدر حال میکنم.
میدونید داشتم چندتا پست گذشته وبلاگم رو سر میزدم و از همشون راضی بودم غیر از یدونه. اونی که توش درباره لنگی ها نوشته بودم. فکر میکنم اصلا لزومی نداشت حتی برای لنگی ها توی آسیا آرزوی موفقیت کنم. اما بیخیال. ما که عین لنگیا بی معرفت نیستیم.
گر بدین سان زیست باید پست
من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوایی نیاویزم
بر بلند کاج خشک کوچه بن بست!
گر بدین سان زیست باید پاک
من چه ناپاکم اگر ننشانم از ایمان خود چون کوه
یادگاری جاودانه بر تراز بی بقای خاک!
پی نوشت: یا علییییییییییییییی بامداد دیوانه. یا علییییییییییی.....
امروز که رفته بودم مطب دکتر روانپزشکم (دکتر ارفع)، تو نوبت که وایستاده بودم یه پیرمردی بود که به اصطلاح دکتر ارفع طرف دچار کهولت سن شده بود. خلاصه پیرمرده حالش اصلا ردیف نبود و چیزای عجیب و غریبی میگفت. با من هم از یک طرف کلی صمیمی شده بود و از یک طرف هم در عین صمیمیت دشمنی میکرد. میگفت اگه چاقو داشتم یه چاقو بهت میزدم! یعنی اینقدر باهام صمیمی شده بود! خلاصه گفتم که بگم در جریان باشید کهولت سن چه بلاهایی که به سر آدم نمیاره!
آه، ای پرندگان غمگین من
شما که با من حرف میزنید
شما که من را میفهمید
شما که من را به فکر وا میدارید
که چه مهمتر بود از فهمیدن؟
که دنیا شما را در قفسی زندانی کرد؟
شما که توی قفس هم آواز میخوانید!
آواز میخوانید توی قفس!
آه، ای پرندگان غمگین من
من شما را میفهمم
من برایتان شعری سروده ام!
درسته لنگیا لنگین اما به هر حال من براشون تو آسیا آرزوی موفقیت میکنم 
جدای از هر نتیجه ای که در این بازی حاصل بشه، بققققرهههه، بقره، بقره، بقره، بقره، بقره، بقره، بقره، ........................................................
از وقتی قرار شده کیم و ترامپ با هم دیدار کنن خیلی خوشحال شدم. همیشه یکی از نگرانیهام این بود که درگیریهای این دوتا از جنجالی ترین رهبران جهان بالا بگیره و خیلی حیف میشد اگر درگیری بین دوتا مدل موی بیسابقه در سیاست بالا میگرفت. الان خیلی وضع بهتر شده. یعنی دو نفر که با مدل موی عجیب در سیاست به جایی رسیدن خودشون فهمیدن که نباید با هم دعوا کنن و باید با هم صحبت کنن.
من کشته مرده اون احمقهایی هستم که خودشون حجاب ندارن ولی از حجاب اجباری حمایت سیاسی میکنن!
تنگ غروبه خورشید اسیره
می ترسم امشب خوابم نگیره
سیاهی شب چشماشو وا کرد
ستاره من تو رو صدا کرد
باز مثل هر شب از دیده پنهون
یه مرد عاشق با چشم گریون
آواز میخونه از پشت دیوار
کی خوابه امشب کی مونده بیدار؟
چرا شب ما سحر نمیشه؟
گل ستاره پرپر نمیشه
تو شهر خورشید یه قصر نوره
راه من و تو امشب چه دوره
راه من و تو امشب چه دوره
من اگر ایرانیم. من اگر استقلالیم. من اگر متالم. داور بازی استقلال و العین رو زنده نمیذارم. حالا ببین.
این قضیه روسری سر چوب هم بسیار باعث شادی و شعف شد. من خودم شاهد بودم که چند نفر در ایران این کار رو انجام دادند. اگرچه من معتقدم روسری باید حتما در این حرکت سفید باشه که پیامش قویتر بشه اما با انواع و اقسام رنگ روسری هم این کارو کرده بودن و نشونه مخالفتشون با حجاب اجباریه.
کلی آهنگ پالپ فیکشن رو با سوت برای دوتا مرغ عشمقمون زدم و چنان به وجد اومده بودن که داشتن تو قفس اینور اونور میپریدن و آواز میخوندن. من که خودم میدونم خیلی در این زمینه هنرمند نیستم اما آدم شیفته این مرغ عشق ها میشه که اینقدر با شخصیتن!
امروزه شعر گفتن به کار ساده ای بدل گشته است
کافی است به اولین رهگذری که میرسی سلام کنی
بعد از او بخواهی برای تو شعری بسراید
او برایت شعری خواهد سرود
تو شعرش را خواهی شنید
و حتما به همه آرزوهای خودت خواهی رسید
به خدا قسم که مردم هنوز به اسرار کره زمین پی نبرده اند و صحبت از خدا میکنند!
من همیشه اول بهم اون آقا پروانه ایه بهم سلام میکنه شرمنده میشم . چون همیشه اول متوجهش نمیشم و همیشه اون متوجه من میشه. میدونید کدوم آقای پروانه ای؟ همون آقای پروانه ای که روی دسکتاپمه. همونی که جای هر کدوم از چشماش یه پروانه کوچیکه و جای دماغش هم یه پروانه بزرگتر! همون آقا پروانه ایه!
با اون فلزات سنگینی که تو پست قبلی به خوردتون دادم، فکر میکنم این وبلاگ دیگه حسابی نیاز به خونه تکونی داشته باشه. خونه تکونی در مورد چی؟ خونه تکونی در مورد فلزات سنگین دیگه!!! مگه چه خونه تکونی دیگه ای میتونه داشته باشه. درباره فلزات سنگین. و درباره صداقت و عشق بی پایانی که در آنها به زندگی یافت میشود. خانه تکانی درمورد فلزات سنگین. از امروز این وبلاگ بیشتر از گذشته وارد مبحث فلزات سنگین خواهد شد. چرا که پر کننده لحظات خواب آلوده ای هستند که در مترو میگذرانم. در مورد فلزات سنگین. فلزات سنگین که حتی در مورد آنها آیه و سوره نیز نازل شده است. این یک خانه تکانی حسابی است. چیزی مثل خانه تکانی آبی ها با وینفرد شفر. این یک توهم درست و حسابی است. این شبیه همه آن چیزهایی که پیش از این دیده اید نیست. این را هم خودتان بخوانید و هم به دیگران بگویید. که از امروز این وبلاگ یک خانه تکانی خواهد داشت. خانه تکانی شدیدی درباره فلزات سنگین!!!