درباره مسائل دینی البته که درست نیست من خیلی صحبت کنم، ولی از اونجا که من آیت الله کابوی هستم جا داره که بگم که، بعضیا فک میکنن مثلا اگر سایر اصول دین مثل نبوت و یا معاد رو فهمیدن اونوقت اصل توحید منقرض میشد، که جا داره به این عده هشدار بدیم که نه اونطوری نیست، اصل توحید هیچوقت منقرض نمیشد و اون خودش جزو پیچیده ترین مسائل دینی هست که اصلا خود دین که پس از پیدایش تاریخ بشر پا به عرصه ظهور گذاشت اصلا به همون دلیل پدید اومده بود که توضیحی بده درباره اون پیچیده ترین مسائل هستی بشری که تا حدود زیادی هم موفق شد، البته موفقیت که صد درصد نمیشه، مثلا در خود قرآن گفته که، یهدی بهی کثیرا و یضل بهی کثیرا، خب!
اینه که پیش خودم گفتم از اول سال جدییید، یه جورایی اسبمو زین کنم که هم در رده ملی و هم در رده بین المللی مشکل انبوه مزخرفو یکمی سر و سامان بدیم که شااااید، شااااید، شااااید یزنم به تخته بتونیم سال کم مزخذف تری رو آغاز کنیم و به مزخرف بودن مزخرف هم ایمان بیاریم اگه رومون نمیشه به چیز دیگه ای ایمان بیاریم که چیییی که همین، اصلا زندگی به من چه؟ من که اصولا مشکلات زندگیم با ظهور وبلاگ خیلی کمتر شد، نمیدونم شما چطور؟ تمامی تلاشهای وبلاگیم رو هم بلاعوض به جنبش پست مدرن تقدیم میکنم!
از همینجا هم سال نورو که به زودی فرا میرسه به همه تبریک میگم و به مناسبت عید و چارشنبه سوری میرم تعطیلات،،،، تااااااا سال بعد کهپیه وقت پیامی چیزی تو تلویزیون کلاس کار نشتیاتو چییی؟ کلاس کار نشتیاتو پایین نیاره؟ ذت زیاد، سال نو همگی مبارک!
پی نوشت: به آقایون علما و چلما هم تبریک میگم!
زندگی شوخی نیست
جدی بگیرش
کاری که فی المثل یک سنجاب انجام می دهد
بی آن که از بیرون یا آن سو ترک انتظاری داشته باشد...
زنده گى شوخى نیست
جدّى بگیرش
اما بدان اندازه جدّى که
تکیه کرده به دیوار فى المثل، دست بسته
یا با جامهى سفید و عینکى بزرگ در آزمایشگاهى
بمیرى تا دیگر آدمیان بزیند،
آدمیانى که حتی چهره شان را ندیده اى؛
و بمیرى در آن حال که مىدانى
هیچ چیز زیباتر، هیچ چیز واقعىتر از زندگى نیست.
جدّیش مىگیرى
اما بدان اندازه جدّى
که به هفتاد ساله گى فى المثل، زیتونْبُنى چند نشا کنى
نه بدین نیّت که براى فرزندانت بماند
بل بدان جهت که در عین وحشت از مردن به مرگ باور ندارى
بل بدان جهت که در ترازو کفه زندگى سنگین تر است!
(ناظم حکمت)http://pirbadian.blogsky.com/1390/11/19/post-56